به گزارش «درنا ریپورت»، تصویری که از اقتصاد امارات در جهان شناخته شده، بیش از هر چیز با برجهای دبی، خطوط هوایی بینالمللی، بنادر بزرگ، بازار املاک و خدمات مالی پیوند خورده است. با این حال، در بخش دیگری از این اقتصاد، مجموعهای از پالایشگاهها، کارخانههای آلومینیوم، مجتمعهای پتروشیمی، واحدهای تولید فولاد و مراکز ساخت قطعات هواپیما فعالیت میکنند که سهم قابلتوجهی در تولید و صادرات کشور دارند.
امارات طی دهههای گذشته تلاش کرده است از مزیتهای اولیه خود، از جمله منابع انرژی، سرمایه و موقعیت جغرافیایی، برای توسعه فعالیتهای تولیدی استفاده کند. این مسیر ابتدا با گسترش صنایع انرژیبر و فرآوری مواد خام آغاز شد و در سالهای اخیر به حوزههایی مانند هوافضا، داروسازی، مواد پیشرفته و تولید هوشمند گسترش یافته است.
اما صنعتیشدن یک کشور را نمیتوان تنها با تعداد کارخانهها، حجم صادرات یا ارزش سرمایهگذاریهای اعلامشده سنجید. سهم تولید کارخانهای در اقتصاد، توانایی ساخت محصولات پیچیده، عمق زنجیره تأمین داخلی، بهرهوری نیروی کار و میزان وابستگی به فناوری خارجی نیز در ارزیابی بلوغ صنعتی اهمیت دارند.
بررسی این شاخصها نشان میدهد که امارات توانسته است پایه صنعتی قابلتوجهی ایجاد کند، اما همچنان میان توسعه ظرفیت تولید و دستیابی به یک اقتصاد صنعتی عمیق و متنوع فاصله وجود دارد.
صنعت چه سهمی از اقتصاد امارات دارد؟
برای پاسخ به این پرسش که امارات تا چه اندازه صنعتی شده است، ابتدا باید جایگاه تولید کارخانهای در ساختار اقتصاد این کشور بررسی شود.
بر اساس اطلاعات مرکز فدرال رقابتپذیری و آمار امارات، تولید ناخالص داخلی واقعی کشور در سال ۲۰۲۵ با رشد ۶٫۲ درصدی به حدود ۱٫۹ تریلیون درهم رسید. در همین سال، اقتصاد غیرنفتی با رشد ۶٫۸ درصدی، ارزشی نزدیک به ۱٫۵ تریلیون درهم ایجاد کرد و سهم آن از کل اقتصاد به ۷۶٫۶ درصد رسید.
در میان فعالیتهای غیرنفتی، تجارت با سهم ۱۶٫۹ درصدی بزرگترین بخش بود. پس از آن خدمات مالی و بیمه با ۱۳٫۲ درصد، ساختوساز با ۱۲٫۹ درصد و صنایع تولیدی با ۱۲٫۸ درصد قرار گرفتند.
به این ترتیب، صنایع تولیدی یکی از چهار بخش اصلی اقتصاد غیرنفتی امارات محسوب میشوند، اما نکته مهم در تفسیر این آمار، تفاوت میان سهم صنعت در اقتصاد غیرنفتی و سهم آن در کل اقتصاد است.
بر اساس دادههای بانک جهانی، ارزش افزوده صنایع تولیدی در سال ۲۰۲۴ حدود ۹٫۴ درصد تولید ناخالص داخلی امارات را تشکیل میداد. این شاخص تنها فعالیتهای تولید کارخانهای را اندازهگیری میکند و با مفهوم گسترده صنعت، که میتواند استخراج نفت و گاز و ساختوساز را نیز در بر بگیرد، تفاوت دارد.
در نتیجه، بزرگی بخش صنعت در آمار کلی اقتصاد امارات لزوماً به معنای سهم بالای کارخانهها و تولید محصولات صنعتی نیست. با این حال، سهم نزدیک به یکدهمی تولید کارخانهای در اقتصاد ملی، در کنار رشد صادرات صنعتی، نشان میدهد که تولید دیگر فعالیتی حاشیهای در ساختار اقتصادی امارات نیست.
صنعتیشدن امارات از کجا آغاز شد؟
برخلاف بسیاری از کشورهای صنعتی که توسعه تولید در آنها بر پایه بازار داخلی بزرگ، نیروی کار گسترده و انباشت تدریجی فناوری شکل گرفت، صنعتیشدن امارات مسیر متفاوتی داشته است.
در دهههای نخست پس از تشکیل کشور در سال ۱۹۷۱، منابع حاصل از صادرات نفت مهمترین پشتوانه سرمایهگذاری در زیرساختهای اقتصادی بودند. این درآمدها به توسعه بنادر، نیروگاهها، جادهها، شهرهای صنعتی و مجموعههای تولیدی کمک کردند.
در همین دوره، سرمایهگذاری در صنایعی مانند آلومینیوم، پالایش نفت و تولید مصالح ساختمانی افزایش یافت. این صنایع با توجه به دسترسی به انرژی، سرمایه و مسیرهای صادراتی، تناسب بیشتری با مزیتهای اقتصادی امارات داشتند.
احداث مجتمعهای صنعتی در ابوظبی و دبی، بهویژه در جبل علی و الرویس، بهتدریج زمینه ایجاد زنجیرههای بزرگ تولیدی را فراهم کرد.
در واقع، نخستین مرحله صنعتیشدن امارات بیشتر بر تبدیل منابع انرژی و مواد اولیه به محصولات قابل صادرات استوار بود.
در مرحله بعد، توسعه بنادر و مناطق آزاد به شرکتهای بینالمللی اجازه داد فعالیتهای تولیدی و مونتاژ خود را در نزدیکی شبکههای حملونقل جهانی مستقر کنند.
این الگو تفاوت مهمی با صنعتیشدن مبتنی بر تأمین نیاز بازار داخلی داشت. امارات از ابتدا تلاش کرد بخشی از صنعت خود را برای حضور در بازارهای خارجی توسعه دهد؛ زیرا جمعیت و تقاضای داخلی کشور برای پشتیبانی از تمامی صنایع بزرگ کافی نبود. همین جهتگیری صادراتی، به یکی از ویژگیهای اصلی ساختار صنعتی امارات تبدیل شد.
صادرات صنعتی امارات چقدر رشد کرده است؟
یکی از روشنترین نشانههای گسترش فعالیتهای صنعتی امارات، افزایش صادرات محصولات تولیدی است. طبق آمار وزارت صنعت و فناوری پیشرفته امارات که در فوریه ۲۰۲۶ منتشر شد، صادرات صنعتی کشور در سال ۲۰۲۵ با رشد ۲۵ درصدی نسبت به سال قبل به رکورد ۲۶۲ میلیارد درهم رسید.
این رقم در مقایسه با سال ۲۰۲۰ بیش از دو برابر شده است. بخش قابلتوجهی از این رشد به توسعه صادرات محصولات صنعتی با ارزش افزوده بالاتر مربوط میشود. صادرات صنایع با فناوری متوسط و پیشرفته در سال ۲۰۲۵ به ۹۲ میلیارد درهم رسید که نسبت به سال قبل ۴۲ درصد افزایش نشان میدهد.
این گروه از محصولات حدود ۳۵ درصد ارزش کل صادرات صنعتی اعلامشده کشور را تشکیل میدادند. رشد این شاخص اهمیت زیادی دارد؛ زیرا نشان میدهد ترکیب صادرات صنعتی امارات دیگر صرفاً به محصولات سنتی و مواد اولیه فرآوریشده محدود نیست. با این حال، افزایش صادرات صنایع با فناوری متوسط و پیشرفته را نباید معادل دستیابی کامل به فناوری بومی دانست.
در طبقهبندیهای صنعتی، سطح فناوری معمولاً بر اساس ماهیت محصولات و فعالیتهای تولیدی تعیین میشود. بنابراین، ممکن است محصولی در گروه صنایع پیشرفته قرار بگیرد، اما بخشی از طراحی، تجهیزات، مالکیت فکری یا قطعات کلیدی آن همچنان به شرکتهای خارجی وابسته باشد.
از سوی دیگر، ارزش صادرات با ارزش افزوده داخلی یکسان نیست. یک محصول صادراتی ممکن است شامل مواد اولیه، قطعات و خدمات وارداتی باشد و تنها بخشی از ارزش نهایی آن در داخل کشور ایجاد شده باشد.
این تفاوت برای امارات که هم تولیدکننده صنعتی است و هم یکی از مراکز مهم تجارت و صادرات مجدد در منطقه به شمار میرود، اهمیت ویژهای دارد.
در نتیجه، رشد صادرات صنعتی نشانه توسعه ظرفیت تولید و حضور در بازارهای خارجی است، اما برای ارزیابی عمق صنعتیشدن باید میزان ارزش افزوده داخلی این صادرات نیز بررسی شود.
صنایع بزرگ امارات؛ از آلومینیوم و فولاد تا پتروشیمی
ساختار صنعتی امارات در حال حاضر بر چند حوزه اصلی استوار است که بسیاری از آنها با انرژی، مواد اولیه و صنایع واسطهای ارتباط دارند.
آلومینیوم؛ صنعتی با بازار جهانی
تولید آلومینیوم یکی از شناختهشدهترین فعالیتهای صنعتی امارات است. شرکت Emirates Global Aluminium یا EGA، با تأسیسات اصلی خود در جبل علی دبی و الطویله ابوظبی، از تولیدکنندگان بزرگ آلومینیوم جهان به شمار میرود.
بر اساس گزارش عملکرد این شرکت، تولید فلز آلومینیوم در سال ۲۰۲۵ به حدود ۲٫۸۴ میلیون تن رسید و فروش فلز ریختهگریشده نیز به ۲٫۸۳ میلیون تن افزایش یافت. محصولات این شرکت به بیش از ۴۰۰ مشتری در بیش از ۵۰ کشور عرضه شدند.
اهمیت صنعت آلومینیوم برای امارات تنها به صادرات فلز خام محدود نیست. این فلز در صنایع حملونقل، ساختمان، بستهبندی، تجهیزات الکتریکی و تولید قطعات صنعتی کاربرد دارد و میتواند پایه توسعه صنایع پاییندستی باشد.
با این وجود، تولید آلومینیوم فعالیتی انرژیبر است و زنجیره تأمین آن به موادی مانند بوکسیت و آلومینا نیاز دارد. حتی با وجود توسعه ظرفیت پالایش آلومینا در داخل کشور، بخشی از مواد اولیه مورد نیاز این صنعت همچنان از خارج تأمین میشود. این مسئله نشان میدهد که وجود ظرفیت بزرگ تولید، الزاماً به معنای استقلال کامل زنجیره تأمین نیست.
پتروشیمی؛ تبدیل منابع انرژی به محصولات صنعتی
صنایع پتروشیمی از دیگر بخشهای مهم تولیدی امارات هستند. مجتمع صنعتی الرویس در ابوظبی یکی از اصلیترین مراکز فرآوری نفت و گاز و تولید محصولات شیمیایی کشور محسوب میشود.
شرکت Borouge در این منطقه ظرفیت تولید گستردهای در حوزه پلیاتیلن و پلیپروپیلن ایجاد کرده است. طبق گزارش سالانه ۲۰۲۵ شرکت، ظرفیت مجموعه تولید پلیاولفین آن به حدود پنج میلیون تن در سال رسیده است.
این مواد در تولید لوله، بستهبندی، تجهیزات پزشکی، قطعات خودرو و بسیاری از محصولات مصرفی و صنعتی کاربرد دارند. وجود چنین صنایعی به امارات اجازه میدهد بخشی از منابع هیدروکربنی خود را به محصولات فرآوریشده با ارزش اقتصادی بیشتر تبدیل کند.
با این حال، توسعه پتروشیمی بهتنهایی به معنای فاصله گرفتن کامل اقتصاد از نفت و گاز نیست. این صنایع همچنان به منابع هیدروکربنی وابستهاند و عملکرد اقتصادی آنها میتواند از قیمت جهانی مواد اولیه، محصولات شیمیایی و انرژی تأثیر بپذیرد. بنابراین، باید میان کاهش وابستگی به صادرات مستقیم نفت خام و کاهش وابستگی ساختاری به زنجیره ارزش هیدروکربنها تفاوت قائل شد.
فولاد و مصالح ساختمانی؛ صنعتی متکی به تقاضای داخلی
رشد ساختوساز، توسعه زیرساختها و اجرای پروژههای عمرانی در امارات، بازار بزرگی برای تولید فولاد و مصالح ساختمانی ایجاد کرده است. شرکت EMSTEEL از بازیگران اصلی این حوزه است که در زمینه تولید فولاد، سیمان و سایر مصالح ساختمانی فعالیت میکند.
طبق نتایج سال مالی ۲۰۲۵، تولید فولاد خام این شرکت به حدود ۳٫۴ میلیون تن رسید و تولید محصولات نهایی فولادی نیز با افزایش قابلتوجهی به ۳٫۳ میلیون تن رسید. برخلاف برخی صنایع صادراتمحور، بخش مهمی از محصولات فولادی این شرکت در بازار داخلی امارات مصرف میشود.
این تفاوت نشان میدهد که همه صنایع امارات از یک الگوی اقتصادی پیروی نمیکنند. در حالی که برخی تولیدکنندگان به بازارهای جهانی متکی هستند، گروه دیگری از صنایع از تقاضای داخلی در بخشهای ساختوساز، انرژی و زیرساخت بهره میبرند.
البته وابستگی به تقاضای داخلی نیز ریسکهای خاص خود را دارد. کاهش فعالیتهای عمرانی یا تغییر چرخه سرمایهگذاری ساختمانی میتواند بر سفارشها و سودآوری این صنایع اثر بگذارد.
امارات در تولید محصولات پیشرفته تا کجا پیش رفته است؟
یکی از پرسشهای اصلی درباره آینده صنعت امارات این است که آیا این کشور میتواند از تولید مواد پایه و محصولات صنعتی متعارف به سمت ساخت محصولات پیچیدهتر حرکت کند؟
در سالهای اخیر، سرمایهگذاری در صنایع هوافضا، تجهیزات پیشرفته، فناوریهای تولید و قطعات تخصصی افزایش یافته است. یکی از نمونههای قابل بررسی، شرکت Strata Manufacturing در شهر العین است که در زمینه تولید قطعات سازهای هواپیما فعالیت میکند.
این شرکت در زنجیره تأمین تولیدکنندگان بینالمللی مانند Airbus و Boeing حضور دارد و محصولاتی را مطابق استانداردهای فنی صنعت هوافضا تولید میکند.
بر اساس گزارش این شرکت، شمار قطعات سازهای تولیدشده در سال ۲۰۲۵ به ۱۶ هزار و ۳۲۸ قطعه رسید که نسبت به سال قبل نزدیک به ۴۰ درصد افزایش داشت.
اهمیت چنین فعالیتهایی فقط در ارزش تولید نیست. صنعت هوافضا به استانداردهای دقیق کنترل کیفیت، قابلیت ردیابی قطعات، مهندسی مواد و فرآیندهای تولید پیچیده نیاز دارد.
ورود به این زنجیرهها میتواند به انتقال مهارتهای صنعتی و افزایش توانایی شرکتهای داخلی در تولید محصولات تخصصی کمک کند. با این حال، حضور در زنجیره تأمین یک شرکت بزرگ بینالمللی با توانایی طراحی و تولید مستقل کل محصول تفاوت دارد.
برای مثال، تولید قطعات سازهای هواپیما نشاندهنده توسعه توانمندیهای مشخص صنعتی است، اما بهتنهایی به معنای برخورداری از تمامی فناوریهای طراحی موتور، سامانههای کنترل پرواز یا ساخت هواپیمای کامل نیست.
به همین دلیل، ارزیابی پیشرفت صنعتی امارات باید میان توانایی تولید تحت استانداردهای جهانی و مالکیت فناوریهای اصلی تمایز قائل شود. این تفاوت در سایر حوزههای پیشرفته مانند داروسازی، تجهیزات پزشکی، الکترونیک و فناوریهای دیجیتال نیز اهمیت دارد.
نقشه صنعتی امارات؛ نقش متفاوت ابوظبی، دبی و شارجه
صنعتیشدن در امارات به شکل یکسان میان هفت امارت توزیع نشده است. هر منطقه بر اساس زیرساختها، منابع مالی، دسترسی به بازار و سیاستهای محلی خود نقش متفاوتی در ساختار تولید کشور ایفا میکند.
ابوظبی به دلیل برخورداری از منابع انرژی، سرمایهگذاریهای بزرگ و زیرساختهای تخصصی، یکی از مراکز اصلی صنایع سنگین و سرمایهبر است.
مجتمع الرویس، منطقه صنعتی خلیفه و مجموعههای تولیدی العین، در توسعه صنایع پتروشیمی، فلزات، تجهیزات صنعتی و تولید پیشرفته نقش دارند.
بر اساس آمار منتشرشده از سوی دفتر رسانهای ابوظبی، شمار واحدهای صنعتی جدیدی که در سال ۲۰۲۵ فعالیت عملیاتی کامل خود را آغاز کردند به ۱۱۵ واحد رسید؛ رقمی که نسبت به ۷۵ واحد در سال ۲۰۲۴ افزایش نشان میدهد. در مقابل، دبی مزیت صنعتی خود را بیشتر از ترکیب تولید، لجستیک و تجارت بینالمللی به دست آورده است.
منطقه جبل علی، JAFZA و Dubai Industrial City به تولیدکنندگان امکان میدهند در نزدیکی شبکههای حملونقل و توزیع بینالمللی فعالیت کنند. این ویژگی بهویژه برای صنایع غذایی، بستهبندی، کالاهای مصرفی، تجهیزات و تولیدکنندگانی که به بازارهای صادراتی وابستهاند، اهمیت دارد.
شارجه نیز سابقه طولانیتری در توسعه خوشههای صنعتی کوچک و متوسط دارد و در حوزههایی مانند فلزکاری، محصولات پلاستیکی، بستهبندی، مصالح ساختمانی و صنایع سبک فعال است.
رأسالخیمه با فعالیتهایی مانند تولید سرامیک، مصالح ساختمانی و داروسازی شناخته میشود. سایر امارتها نیز در بخشهایی از تولید سبک، فرآوری مواد و فعالیتهای صنعتی وابسته به بنادر حضور دارند.
این تنوع جغرافیایی نشان میدهد که توسعه صنعتی امارات صرفاً نتیجه ایجاد چند مجتمع بزرگ تولیدی نیست، بلکه از ترکیب مناطق صنعتی با ویژگیها و مزیتهای متفاوت شکل گرفته است.
برنامه ۳۰۰ میلیارد درهمی؛ امارات چه هدفی را دنبال میکند؟
یکی از مهمترین برنامههای توسعه صنعتی امارات، راهبرد ملی Operation 300bn است که در سال ۲۰۲۱ معرفی شد. هدف این برنامه، افزایش سهم بخش صنعت در تولید ناخالص داخلی از مبنای ۱۳۳ میلیارد درهم به ۳۰۰ میلیارد درهم تا سال ۲۰۳۱ است.
این راهبرد به دنبال توسعه تولید داخلی، افزایش صادرات صنعتی، بهبود بهرهوری و گسترش استفاده از فناوریهای پیشرفته در کارخانههاست. بر اساس اعلام وزارت صنعت و فناوری پیشرفته در مه ۲۰۲۶، سهم بخش صنعت در اقتصاد کشور به حدود ۲۰۰ میلیارد درهم رسیده است.
این رقم نشاندهنده پیشرفت نسبت به مبنای اولیه برنامه است، اما در عین حال فاصله قابلتوجهی با هدف ۳۰۰ میلیارد درهمی باقی مانده است.
دستیابی به این هدف تنها به ایجاد کارخانههای جدید وابسته نیست. افزایش بهرهوری واحدهای موجود، توسعه تولید محصولات پیچیدهتر، تقویت صنایع پاییندستی و افزایش ارزش افزوده داخلی نیز میتوانند نقش تعیینکنندهای داشته باشند.
یکی از ابزارهای مهم این سیاست، برنامه National In-Country Value یا ICV است که با هدف افزایش سهم فعالیتهای اقتصادی داخلی از قراردادها و خریدهای شرکتهای بزرگ و نهادهای مشارکتکننده اجرا میشود.
تا سال ۲۰۲۶، ارزش تجمعی هزینههایی که در چارچوب این برنامه به اقتصاد داخلی هدایت شده بود، از ۴۷۳ میلیارد درهم فراتر رفت. این سیاست تلاش میکند از تقاضای شرکتهای بزرگ برای توسعه ظرفیت تولیدکنندگان و تأمینکنندگان داخلی استفاده کند.
با این حال، ارزش خریدها و هزینههای هدایتشده به اقتصاد داخلی با ارزش افزوده صنعتی یا میزان سرمایهگذاری جدید یکسان نیست. اثربخشی بلندمدت چنین برنامههایی به این بستگی دارد که شرکتهای داخلی تا چه اندازه بتوانند کیفیت، قیمت و بهرهوری خود را به سطحی برسانند که حتی بدون حمایتهای خرید داخلی نیز در بازارهای جهانی رقابت کنند.
چرا امارات میخواهد تولید بیشتری در داخل کشور داشته باشد؟
توسعه صنعت برای امارات تنها یک هدف اقتصادی مرتبط با افزایش صادرات نیست. در سالهای اخیر، امنیت زنجیره تأمین و کاهش آسیبپذیری در برابر اختلالات جهانی نیز به بخشی از سیاست صنعتی کشور تبدیل شده است.
تجربه اختلالات تجاری، محدودیتهای حملونقل و نوسان قیمت کالاها نشان داده است که دسترسی به سرمایه و زیرساختهای تجاری، همیشه برای تأمین پایدار کالاهای ضروری کافی نیست.
این مسئله برای کشوری مانند امارات که بخش مهمی از مواد غذایی، تجهیزات، ماشینآلات و کالاهای مصرفی خود را از بازارهای خارجی تأمین میکند، اهمیت دارد.
از همین رو، توسعه تولید داخلی در حوزههایی مانند مواد غذایی، دارو، تجهیزات پزشکی و برخی محصولات صنعتی راهبردی، علاوه بر منافع اقتصادی میتواند به کاهش ریسکهای تأمین کمک کند.
با این حال، تولید داخلی همه کالاها الزاماً مقرونبهصرفه یا حتی مطلوب نیست.
در اقتصادی با بازار داخلی محدود و ارتباطات گسترده بینالمللی، خودکفایی کامل در تمامی صنایع ممکن است هزینه بیشتری نسبت به استفاده از زنجیرههای تأمین متنوع داشته باشد.
بنابراین، مسئله اصلی برای امارات احتمالاً نه جایگزینی کامل واردات، بلکه شناسایی محصولاتی است که تولید آنها در داخل کشور از نظر اقتصادی و راهبردی توجیه دارد.
در این چارچوب، توسعه ظرفیت تولید مواد ضروری در کنار حفظ ارتباط با تأمینکنندگان خارجی میتواند به افزایش انعطافپذیری اقتصاد کمک کند.
مزیتهای صنعتی امارات در مقایسه با سایر اقتصادها چیست؟
امارات برای توسعه صنعت از چند مزیت اقتصادی برخوردار است که مهمترین آنها دسترسی به سرمایه، زیرساختهای حملونقل، ارتباطات تجاری و توانایی جذب شرکتهای بینالمللی است.
وجود بنادر بزرگ، فرودگاههای بینالمللی و شبکه گسترده خدمات لجستیکی، هزینه و زمان دسترسی بسیاری از تولیدکنندگان به بازارهای خارجی را کاهش میدهد.
مناطق آزاد و شهرکهای صنعتی نیز با فراهم کردن زیرساختهای آماده، خدمات گمرکی و امکان استقرار شرکتها، بخشی از پیچیدگیهای سرمایهگذاری صنعتی را کاهش میدهند.
از سوی دیگر، حضور صندوقهای سرمایهگذاری و شرکتهای بزرگ دولتی و خصوصی امکان تأمین مالی پروژههای سرمایهبر را فراهم کرده است؛ پروژههایی که اجرای آنها در اقتصادهای کوچکتر یا با محدودیت منابع مالی دشوارتر است.
امارات همچنین در سالهای اخیر شبکه توافقهای مشارکت اقتصادی جامع یا CEPA را توسعه داده است. این توافقها میتوانند با توجه به مفاد هر قرارداد، دسترسی صادرکنندگان به برخی بازارها را تسهیل کنند و فرصتهای تازهای برای زنجیرههای تأمین ایجاد کنند.
با این وجود، مزیتهای تجاری الزاماً به معنای پایین بودن هزینه تولید همه کالاها در امارات نیست.
برای برخی صنایع، هزینه زمین، انرژی، نیروی کار متخصص، تجهیزات و مواد اولیه میتواند تعیینکننده باشد. در چنین مواردی، تولیدکنندگان اماراتی باید با شرکتهایی در اقتصادهای صنعتی بزرگتر یا کشورهای دارای هزینه تولید پایینتر رقابت کنند.
بنابراین، مزیت رقابتی امارات بیشتر در صنایعی قابل تحقق است که بتوانند از ترکیب زیرساختهای پیشرفته، سرمایه، دسترسی به بازار و فناوری برای ایجاد ارزش افزوده استفاده کنند.
موانع صنعتیشدن؛ چالشهایی که با سرمایهگذاری حل نمیشوند
با وجود رشد ظرفیت تولید، توسعه صنعت امارات با محدودیتهای ساختاری روبهروست. نخستین چالش، عمق زنجیره تأمین داخلی است. یک اقتصاد ممکن است کارخانههای بزرگ و مدرن داشته باشد، اما برای راهاندازی، تعمیر، توسعه و ادامه تولید آنها همچنان به ماشینآلات، قطعات و فناوریهای وارداتی وابسته باشد.
این وابستگی در بسیاری از صنایع پیشرفته طبیعی است، زیرا حتی اقتصادهای صنعتی بزرگ نیز تمامی اجزای زنجیره تولید خود را در داخل تأمین نمیکنند. با این حال، میزان این وابستگی و توانایی جایگزینی تأمینکنندگان در زمان بحران، در ارزیابی تابآوری صنعتی اهمیت دارد.
دومین مسئله، نیروی انسانی متخصص است. صنایع پیشرفته به مهندسان، تکنسینها، متخصصان کنترل کیفیت، پژوهشگران و مدیران تولید نیاز دارند. جذب نیروی کار خارجی میتواند بخشی از این تقاضا را پاسخ دهد، اما ایجاد ظرفیت پایدار برای تحقیق و توسعه و نوآوری صنعتی، به تربیت و حفظ مهارتها در بلندمدت وابسته است.
چالش سوم، توسعه فناوری داخلی است. استقرار یک خط تولید پیشرفته، حتی اگر از تجهیزات مدرن استفاده کند، لزوماً به معنای توانایی طراحی همان تجهیزات یا توسعه نسل بعدی محصولات نیست.
برای حرکت به سمت صنایع دانشبنیان، سرمایهگذاری در تحقیق و توسعه، ارتباط دانشگاهها با کارخانهها، ایجاد شرکتهای تأمینکننده تخصصی و حفاظت از مالکیت فکری اهمیت دارد.
در کنار این عوامل، مقیاس بازار داخلی نیز محدودیتی جدی است. بسیاری از کارخانهها برای رسیدن به سطح اقتصادی تولید باید به صادرات متکی باشند و همین وابستگی، آنها را در معرض تغییرات تقاضای جهانی، سیاستهای تجاری و نوسانات هزینه حملونقل قرار میدهد.
تحولات منطقهای و اختلالات مسیرهای تجاری در سال ۲۰۲۶ نیز اهمیت این ریسک را آشکارتر کردهاند. برای نمونه، شرکت EGA در گزارش عملکرد نیمه نخست ۲۰۲۶ به محدودیتهای لجستیکی، اختلال در ارسال محمولهها و استفاده از مسیرهای صادراتی جایگزین اشاره کرد.
چنین تجربههایی نشان میدهد که برخورداری از کارخانههای بزرگ و زیرساختهای مدرن، آسیبپذیری تولیدکنندگان در برابر اختلالات خارجی را بهطور کامل از میان نمیبرد.
انرژی و محیطزیست؛ آزمون تازه صنایع امارات
بخش قابلتوجهی از صنایع بزرگ امارات، از جمله آلومینیوم، فولاد و پتروشیمی، انرژیبر هستند. این ویژگی در گذشته یکی از مزیتهای توسعه صنعتی کشور محسوب میشد، اما با گسترش مقررات اقلیمی و افزایش حساسیت بازارها نسبت به انتشار کربن، به چالشی تازه نیز تبدیل شده است.
اتحادیه اروپا از ابتدای سال ۲۰۲۶ وارد مرحله اجرایی نهایی سازوکار تعدیل کربن در مرزها (CBAM) شده است. این نظام، در چارچوب مقررات مشخص، واردات برخی محصولات از جمله آلومینیوم، آهن و فولاد، سیمان و کودهای شیمیایی را مشمول الزامات مرتبط با انتشار کربن میکند.
چنین تحولاتی میتوانند بر شرایط رقابت تولیدکنندگان اماراتی در بازار اروپا تأثیر بگذارند. در نتیجه، موفقیت صادرات صنعتی در آینده تنها به کیفیت محصول و هزینه تولید محدود نخواهد بود، بلکه میزان انتشار کربن و قابلیت ارائه اطلاعات قابلاتکا درباره فرآیند تولید نیز اهمیت بیشتری پیدا میکند.
امارات برای پاسخ به این روند، توسعه انرژیهای کمکربن و بهبود بهرهوری صنعتی را در دستور کار قرار داده است. نیروگاه هستهای براکه با چهار واحد عملیاتی، ظرفیت تولید حدود ۴۰ تراواتساعت برق در سال را دارد و نزدیک به یکچهارم نیاز برق کشور را تأمین میکند.
توسعه انرژی خورشیدی، بازیافت مواد و اجرای پروژههای کاهش انتشار کربن در صنایع بزرگ نیز میتواند به تغییر ساختار انرژی بخش تولید کمک کند. با این حال، کاهش انتشار کربن در صنایع سنگین فرآیندی پیچیده و سرمایهبر است. برخی فعالیتها علاوه بر مصرف برق، به حرارت صنعتی، سوخت و واکنشهای شیمیایی نیاز دارند که جایگزینی آنها با فناوریهای کمکربن دشوارتر است.
به همین دلیل، رقابتپذیری صنایع امارات در آینده تا حدی به توانایی آنها در تولید محصولات با ارزش افزوده بیشتر و شدت انتشار کربن کمتر وابسته خواهد بود.
آیا امارات میتواند به یک اقتصاد صنعتی پیشرفته تبدیل شود؟
بررسی تجربه امارات نشان میدهد که این کشور از مرحله ایجاد زیرساختهای اولیه صنعتی عبور کرده و در چند حوزه مشخص به ظرفیت تولید قابلتوجهی دست یافته است. وجود تولیدکنندگان بزرگ آلومینیوم، پتروشیمی و فولاد، حضور در زنجیره تأمین هوافضا و افزایش صادرات محصولات صنعتی، شواهدی از توسعه واقعی بخش تولید هستند. اما تبدیل شدن به یک اقتصاد صنعتی پیشرفته، مرحلهای متفاوت از افزایش ظرفیت کارخانههاست.
در اقتصادهای صنعتی پیشرفته، بخش مهمی از ارزش افزوده از طراحی محصول، توسعه فناوری، مالکیت فکری، ساخت ماشینآلات تخصصی و شبکه گسترده تأمینکنندگان داخلی حاصل میشود. امارات در برخی از این حوزهها پیشرفت کرده است، اما برای ارزیابی میزان بلوغ صنعتی آن باید به پرسشهای دقیقتری پاسخ داد.
چه سهمی از ارزش محصولات صادراتی در داخل کشور ایجاد میشود؟ تولیدکنندگان اماراتی تا چه اندازه مالک فناوری و طراحی محصولات خود هستند؟ چه تعداد از شرکتهای صنعتی میتوانند مستقل از قراردادهای بزرگ دولتی در بازارهای جهانی رقابت کنند؟ و رشد صنعت تا چه اندازه به افزایش بهرهوری نیروی کار منجر شده است؟
پاسخ به این پرسشها، تصویر کاملتری از وضعیت صنعت کشور نسبت به شمار کارخانهها یا ارزش پروژههای سرمایهگذاری ارائه میدهد. در عین حال، صنعتیشدن امارات احتمالاً از الگوی کشورهای دارای جمعیت بزرگ و بازار مصرف گسترده پیروی نخواهد کرد.
ساختار اقتصادی، اندازه بازار داخلی و جایگاه این کشور در تجارت جهانی نشان میدهد که توسعه صنایع تخصصی، تولید صادراتمحور و مشارکت در زنجیرههای ارزش بینالمللی میتواند مسیر مناسبتری برای آن باشد.
چنین الگویی لزوماً مستلزم تولید تمامی کالاها در داخل کشور نیست، بلکه بر انتخاب حوزههایی استوار است که امارات در آنها قادر به ایجاد مزیت رقابتی پایدار باشد.
جمعبندی؛ صنعتیشدن امارات یک واقعیت است، اما مسیر هنوز کامل نشده است
امارات دیگر صرفاً اقتصادی متکی به استخراج نفت، واردات کالا و ارائه خدمات تجاری نیست. این کشور طی چند دهه گذشته توانسته است ظرفیت تولیدی قابلتوجهی در صنایع فلزی، پتروشیمی، مصالح ساختمانی و برخی حوزههای پیشرفته ایجاد کند. افزایش صادرات صنعتی به ۲۶۲ میلیارد درهم در سال ۲۰۲۵ و توسعه فعالیتهای تولیدی با فناوری متوسط و پیشرفته، نشاندهنده ابعاد این تحول است.
با این حال، سهم تولید کارخانهای در اقتصاد، وابستگی برخی زنجیرههای تولید به مواد اولیه و فناوری خارجی و ضرورت توسعه توانمندیهای بومی در تحقیق و توسعه نشان میدهد که صنعتیشدن امارات همچنان در حال تکامل است.
تفاوت اصلی میان مرحله کنونی و آینده این مسیر را میتوان در یک پرسش خلاصه کرد: آیا امارات تنها به تولید بیشتر کالا ادامه خواهد داد یا میتواند سهم بیشتری از ارزش اقتصادی محصولات، از طراحی و فناوری تا ساخت و صادرات، در داخل کشور ایجاد کند؟
پاسخ به این پرسش تا حد زیادی تعیین خواهد کرد که هدف ۳۰۰ میلیارد درهمی صنعت تا سال ۲۰۳۱ صرفاً به افزایش اندازه بخش تولید منجر میشود یا به تغییر عمیقتری در ساختار اقتصادی کشور میانجامد.
امارات تاکنون نشان داده است که میتواند با اتکا به سرمایه، زیرساخت و ارتباطات جهانی، ظرفیت صنعتی بزرگی ایجاد کند. آزمون مهمتر در سالهای آینده، تبدیل این ظرفیت به تولید رقابتپذیر، فناوری بومی و ارزش افزوده پایدار خواهد بود.
انتهای پیام/