در حالی که جنگ اخیر رشد اقتصادی خاورمیانه را به پایینترین سطح خود در سالهای اخیر رسانده، صندوق بینالمللی پول معتقد است اقتصاد کشورهای خلیج فارس به پشتوانه منابع مالی قدرتمند، انرژی ارزان و سرمایهگذاری گسترده در فناوریهای نوین از جمله هوش مصنوعی، توان بازگشت سریع به مسیر رشد را دارد. بهطوری که در صورت پایان تنشها رشد منطقه از ۱.۱ درصد در سال جاری به ۴.۸ درصد در سال ۲۰۲۷ خواهد رسید.
به گزارش «درنا ریپورت» و به نقل از «رویترز»، در جدیدترین گزارش صندوق بینالمللی پول از چشمانداز اقتصاد خاورمیانه دو پیام اصلی در کنار هم قرار گرفته است. نخستین پیام تیرهوتار است: رشد منطقهای در سال جاری پس از شوک اقتصادی ناشی از جنگ ایران به ۱.۱ درصد کاهش یافته است. پیام دوم خوشبینانهتر است: صندوق پیشبینی میکند با فرض عادی شدن تولید انرژی و مسیرهای تجاری، رشد خاورمیانه در سال ۲۰۲۷ بهطور چشمگیری به ۴.۸ درصد بازگردد.
بخشی از منطق پشت پیشبینی صندوق بینالمللی پول برای احیا، در بخشی قابل مشاهده است که از جنگ بهشدت آسیب دیده است: حرکت خلیج فارس به سمت هوش مصنوعی.
ایران در جریان درگیری، زیرساختهای هوش مصنوعی را مستقیماً هدف قرار داد. پهپادهای ایرانی به یک مرکز داده «Amazon Web Services» در دبی حمله کردند؛ رخدادی که شاید نخستین حمله نظامی به یک تأسیسات ابری عظیممقیاس باشد. مراکز دیگر در دبی و بحرین نیز هدف قرار گرفتند و بهطور موقت بانکها، پلتفرمهای پرداخت و خدمات مصرفکنندگان را از دسترس خارج کردند. رسانهها و مقامهای ایرانی پا را فراتر گذاشتند و هشدار دادند که تأسیسات مرتبط با شرکتهای فناوری آمریکایی میتوانند اهداف مشروع تلقی شوند.
جاستین الکساندر، مدیر خلیج اکونومیکس، در مقالهای برای مؤسسه بانکر دانشگاه رایس این شوک را چنین خلاصه کرد: «مراکز داده را میتوان اهداف نظامی دوکاربردی دانست؛ آن هم اهدافی آسیبپذیر». در این میان اعتماد نیز در کنار خسارت فیزیکی آسیب دید.
با این حال، استدلال گستردهتر الکساندر با منطق احیا همخوانی نزدیکی دارد. کشورهای خلیج فارس در حال سازگار شدن هستند، نه عقبنشینی؛ آنها راههایی را برای مقاومسازی تأسیسات، انتقال تجهیزات به زیر زمین و در مورد عربستان سعودی، انتقال ظرفیتهای آینده به سمت ساحل دریای سرخ، دورتر از ایران، بررسی میکنند. او استدلال میکند که این تغییرات هزینهها را افزایش میدهد، اما منطق احیا را تضعیف نمیکند.
دلیل آن این است که بنیانها همچنان پابرجاست؛ نه فقط برای هوش مصنوعی، بلکه برای اقتصاد گستردهتر خلیج فارس. دولتها بهشدت متمرکز هستند و پس از اتخاذ تصمیم میتوانند بهسرعت آن را اجرا کنند. ترازنامهها قدرتمندند و با تریلیونها دلار ثروت حاکمیتی پشتیبانی میشوند. انرژی ارزان، فراوان و تحت کنترل دولت است. محیطهای کسبوکار رقابتی هستند.
به گفته الکساندر:«نقاط قوت منطقه از جمله تعهد رهبری، ظرفیت سرمایهگذاری، انرژی فراوان و قابل اتکا، موقعیت راهبردی، مقرراتگذاری چابک و مشارکتهای بینالمللی متنوع بنیانی فراهم میکند که کشورهای اندکی میتوانند با آن برابری کنند».
صندوق بینالمللی پول درباره شرط اصلی این پیشبینی صریح است: پیشبینیهای سال ۲۰۲۷ این نهاد بر این فرض استوار است که درگیری طولانی نشود. اما پیشبینی احیا بازتاب الگویی آشنا در خلیج فارس است: شوکهای عمیق کوتاهمدت و سپس ترمیم سریع. جنگ زمان را از بین برده است و در حوزه هوش مصنوعی، زمان اهمیت دارد.
با این حال، همانطور که هم صندوق بینالمللی پول و هم تحلیل الکساندر نشان میدهند، مزیتهای ساختاری خلیج فارس پس از پایان درگیری، به احیا و سرعت اشاره دارد.
انتهای پیام/